تبليغاتX
بنیاد توسعه عمران آبادانی مرندوجلفا
خوش آمدید ... بیائید آینده را بسازیم تا مجبور نشویم با آینده بسازیم

اعتراض ایرانیان به شرکت گوگل

 

شرکت گوگل اقدام به آوردن نام "خلیج عربی"برای خلیج فارس در نرم افزار google earth خود کرده است.

بسیاری از هموطنان ایرانی با  امضاء اعتراضی الکترونیکی خواهان اصلاح این اشتباه بزرگ توسط گوگل شده اند.

متذکر می شود این تغییر نام نیازمند یک میلیون امضا می باشد و گفته می شود تاکنون 200 هزار نفر این اعتراض را امضا نموده اند.

در قسمت پایین صفحه روی گزینه Click here to sign petition کلیک کرده و در صفحه بعد در 3 کادری که نمایش داده می شود به ترتیب: نام (نام مستعار) - آدرس ایمیل معتبر - و در صورت تمایل پیغام خود را وارد و سپس روی دکمه Preview Your Signature کلیک کنید.

برای اعتراض به آدرس زیر بروید واعتراضیه را امضاء کنید

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 8:31  توسط هیئت موسس  | 

 

 گردآوری و تنظیم : مهندس عیسی حیدری   

تا چـه اندازه براي وقت خود ارزش قائليد؟ آيا از بـرنامه زمـاني مـشخصي براي به انجام رسـانـيـدن كـارهــاي خود پيروي ميكنيد؟ يك عامل بسيار مهم در هر موفقيتي برنامه ريـزي صحيح و پيروي از يك برنامه زماني مشخص براي نيل بـه اهداف مطلوب ميـبـاشد. اكنون براي آنكه قادر باشيد از وقــت خود به نحو احسن استفاده كنيد نكات و راهكارهاي زير را در زندگي خود به عنوان توصیه بكار بنديد :

1- همواره فعاليتها و تكاليف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ريزي كنيد و كارهايي كه بايد به انجام رسانيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.

2- سپس فهرست تكاليف و كارهاي خود را اولويتبندي كرده و براي هر كدام از آنها ضرب العجل اجرايي منظور كنيد.

3- هميشه كارهايي دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقيه و يا درهنگامي كه در بهترين شرايط جسمي و روحي ميباشيد انجام دهيد. كارهاي سبكتر را در هنگام خستگي نيز ميتوان به انجام رساند.

4- امور با اهميت اما ناخوشايند را به تعويق نياندازيد. هيچگاه كارها با به تعويق انداختن خوشايند تر نميگردند.

5- هرگاه شروع به انجام كاري كرديد سعي كنيد بدون وقفه آن را به پايان رسانيد.

6- مابين فعاليتها براي خود وقت استراحت نيز در نظر بگيريد.

7- مكالمات تلفني خود را نيز از پيش برنامه ريزي كنيد: سخناني كه ميخواهيد بيان كنيد و يا اطلاعاتي كه ميخواهيد كسب كنيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.

8- همواره خود انگيخته باشيد و با پشتكار كارهاي خود را به پايان رسانده و مقهور موانع نگرديد.

9- در هر زمان كه تصور كرديد كاري كه در حال انجام آن ميباشيد عبث، بي فايده و غير سازنده ميباشد به محض دريافت دست از آن بكشيد.

10- به خود و اولويتبندي كه صورت داده ايد اعتماد و ايمان داشته باشيد و در هر شرايطي به آنها پايبند باشيد.

11- اينكه وقت خود را صرف چه اموري ميكنيد را دقيقا مورد بررسي و نظارت قرار داده و در صورت لزوم يكسري تغييرات آگاهانه در رفتار خود پديد آوريد.

12- همواره در زندگي فرد منظم و سازمان يافته اي باشيد تا وقت خود را بيهوده صرف يافتن وسايل گم گشته خود نكنيد.

13- براي وقت خود ارزش قائل باشيد زمان هيچگاه به عقب باز نميگردد.

14- به خاطر داشته باشيد استرس و خستگي معلول كارهايي كه به انجام رسانيده ايد نبوده بلكه بيشتر از افسوس كارهايي كه ميتوانستيم انجام دهيد اما انجامشان نداده ايد نشات ميگيرند.

15- به هيچ فردي اجازه ندهيد وقت شما را تلف كرده وبراي خود مصروف دارد. براي خود مرز بندي مشخصي تعيين كرده و بياموزيد كه در صورت لزوم با صراحت "نه" بگوييد.

16- از تمام لحظات زندگي خود به نحو احسن استفاده كرده و سعي كنيد از آنها لذت ببريد.

17- سعي كنيد فرد خوشبيني باشيد و همواره در انتظار رويدادهاي خوشايند در زندگي خود باشيد.

18- براي زندگي خود اهداف مشخصي تعيين كرده و براي دستيبابي به آنها تلاش كنيد.

19- هنگام نياز از فرد آگاهي راهنمايي بخواهيد.

20- "وقت كشها" و يا هدر دهنده هاي وقت را به حداقل برسانيد. آنها شامل موارد زير ميباشند:

* تلفنهاي طولاني، بي هدف و غير ضروري.
* بازديدكننده ها و ميهمانان ناخوانده.
* پشت گوش اندازيها.
* گفتگوهاي بي ثمر و يا نا مشخص.
* دانش فني ناكافي و يا اطلاعات ناقص هنگام انجام كار.
* فقدان اهداف و اولويت بنديها و يا مبهم وگنگ بودن آنها.
* فقدان برنامه ريزي.
* خستگي و استرس.
* ناتواني در " نه " گفتن.
* بي نظمي و نابسامانيهاي فردي.
* تماشاي تلويزيون. تماشاي بيش از 2 ساعت در روز برنامه هاي تلويزيوني معقول نمي باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 23:8  توسط هیئت موسس  | 

 

مهندس محرم حاج حسن مرمری در سال 1350 در روستای زمهریر شهرستان مرند در یک خانواده روستائی به دنیا آمد تحصیلات ابتدائی را در کنار خانواده در روستا گذراند و برای ادامه تحصیل در مقطع بالاتر مجبور به سکونت در شهر مرند شد .

زندگی در شهر در کنار هم ولایتی ها و پذیرفتن مسئولیت در زندگی جمعی علی رغم صغر سن تمرین بزرگی برای او بود و تجربه کار و زندگی با شرایط سخت توشه ای بود که برای شخصیت او در آینده بسیار لازم و حیاتی بود .

مهندس مرمری همزمان با تحصیل با شرکت در محافل دینی و مراسم مذهبی اندوخته های معنوی خود را ارتقاء داده و با ورود به دبیرستان شهید سیدزاده با عضویت در انجمن اسلامی دانش آموزان فعالیت های سیاسی و اجتماعی را آغاز کرد . برخورداری از روحیه کار جمعی و تشکیلاتی و داشتن روحیه خدمت به جامعه به زودی توجه دوستان و دانش آموزان دبیرستان را جلب کرد و در انتخابات انجمن اسلامی او به عضویت شورای انجمن اسلامی دبیرستان انتخاب گردید و در کنار دوستان مدیریت علمی و مدون کتابخانه دبیرستان سیدزاده را عهده دار گردید . حضور در گروه تئاتر دبیرستان در کنار فعالین دیگری همچون مهندس عیسی حیدری ، حاج محسن بابازاده و نادربرهانی مرند از فعالیت های دوران تحصیل او ست با توجه توان بالای فکری به همکاری با اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان شهرستان مرند دعوت گردید.

با پایان تحصیلات دبیرستان و اخذ دیپلم ریاضی فیزیک و پذیرفته شدن در کنکور سراسری او در رشته مهندسی اکتشاف معدن وارد دانشگاه امیرکبیر تهران شد و به همراه تحصیلات دانشگاهی در انجمن اسلامی دانشجویان  و جهاد دانشگاهی و نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه به فعالیت پرداخت با پایان تحصیلات دانشگاهی برای کار و فعالیت به استخدام درشرکت توسعه معادن چادرملو درآمد . فعالیت در کنار مهندسین ایرانی و خارجی تجربه گران بهای آن دوران است .

مهندس مرمری با توجه به علاقه به فعالیت های اقتصادی و بخش خصوصی اقدام به تاسیس شرکت خدمات مهندسی مفتاح رایانه افزار با گرایش تهیه ، تولید و عرضه محصولات سخت افزاری رایانه نمود که با فعالیت بیش از یک دهه امروز یکی از معتبرترین شرکت های سخت افزاری پایتخت محسوب میشود در طی سالهای گذشته بسیاری از همشهریان مقیم مرکز و تعداد زیادی از همشهریان در مرند وجلفا از خدمات شرکت مفتاح رایانه افزار بهره برده اند .

بدون شک حضور مهندس محرم حاج حسن مرمری با تجربه طولانی در اداره بنگاههای اقتصادی خصوصی درهیئت موسس بنیاد توسعه عمران آبادانی مرند و جلفا کمک بزرگی به تحقق اهداف بنیاد خواهد بود .

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 12:56  توسط هیئت موسس  | 

 

زندگی نامه و سوابق مهندس عیسی حیدری اززبان خودش   

من در زمستان سرد 1347 در ماه بهمن که علاوه بر سرما ، سیلی سنگین فقر صورت پدرومادرم را سرخ میکرد در یک خانواده مستضعف ولی پاک وباایمان و عاشق امام حسین (ع) در محله یالدور مرند به دنیا آمدم پدر و مادرم زاده روستای اسداغی هستند من فرزند اول خانواده هستم و یک برادر و دو خواهر دارم . مادرم از نعمت سواد بی بهره بود اما فاضله ای پاکدامن و مومنی عامل به احکام و خانه دار بود و پدرم سواد قرآنی و خواندن و نوشتن داشت و نجار بود او در خیابان ایستگاه قدیم و شهید رجائی فعلی مغازه نجاری داشت و به خاطردرست کاری و ابتکار و خلاقیتش به استاد ناقلا معروف بود پدرم از مداحان اهل بیت بودو یکی از تعزیه خوانان دستگاه اباعبدالله (ع) بود و دست خیر داشت و جزو فعالین سیاسی زمان شاه بود و خودش میگفت جزو معدود کسانی بود که از سال 1342 مقلد حضرت امام (رض) بود و در زمان انقلاب سال 1357 چوب دستی های معروف ساخته شده از درخت چنارتوسط او ابزار مبارزه ، مبارزین مرندی در راه پیمائی ها بر علیه مامورین رژیم بود بعد از انقلاب با تاسیس پایگاه مقاومت بسیج به عضویت بسیج سپاه پاسداران مرند در آمد و درسال 1361 در عملیات بیت المقدس در حوالی خرمشهربه شهادت رسید وپیکررنج کشیده و درمند و خون آلودش در باغ رضوان مرند آرام گرفت . پدرم هفتمین شهید دوران دفاع مقدس از مرند است مادرم هم در سال 1374پس از تحمل سنگینی بار سخت تربیت چهار فرزند یتیم آن شهید بالاخره به او پیوست واکنون در باغ رضوان مرند آرمیده است .

پدرم و زن فاضله ای به نام کبری خانم اولین معلمین قرآن من بودند و تکمیل قرآن را درنزد مرحوم حاج ابوالفضل کسائی پدر شهیدان عزیزمان کسائی ها آموختم ودوران ابتدائی و راهنمائی را در مدرسه فرخی و نوراسلام مرند به پایان رساندم و درخرداد سال 1367 از دبیرستان شهید سیدزاده دیپلم ریاضی فیزیک گرفتم و با رتبه 48 وارد دانشگاه تبریز در رشته مهندسی برق الکترونیک شدم و پس از سه ترم به جهت علاقه شخصی تغییر رشته دادم و مهندسی عمران را به پایان بردم واخیرا فراغتی دست داد تا در دانشگاه علم و صنعت ایران دوره عالی مدیریت اجرائی گرایش استراتژیک را بگذرانم .

دوران دبیرستان دوران شیرینی بود هم درس میخواندم و هم در انجمن اسلامی دانش آموزان فعالیت میکردم و عضو فعال پایگاه بسیج بودم آن دوران بسیجی بودن حال و هوای معنوی خاصی داشت با امورتربیتی مرند و سپاه و هلال احمر همکاری هنری داشتم و بازیگر و کارگردان چند نمایشنامه از جمله نمایشنامه قلعه ، شلمچه در خون ، نیستان و ...  بودم از همکاران آن دوره نادر برهانی مرند و مصطفی طالبی و جواد قامتی و رزاقی و سید کریم حسنی و علی امینی و .... بودندکه خیلی از آنها در کشور و منطقه بی نظیر بوده و هستند و استاد برجسته من در کارهای هنری حسن شکوهمند هنرمند باسابقه شهرمان بود و یک فیلم کوتاه هم به نام آخرین مسافر کار کردیم که نقش اول آن را بازی میکردم . در دوران دانشگاه هم با انجمن اسلامی دانشجویان همکاری داشتم و همزمان هم کار میکردم و هم درس میخواندم .

ازدواج کرده ام و دو فرزند پسر به نام های جواد و محمد دارم .

 

سوابق تحصیلی :

 

-         دیپلم ریاضی فیزیک از دبیرستان شهید سیدزاده مرند

-         لیسانس مهندسی عمران از دانشکده فنی دانشگاه تبریز

-          گذراندن دوره عالی مدیریت اجرائی با گرایش استراتژیک دردانشگاه علم و صنعت ایران

 

سوابق سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

 

-         عضو انجمن اسلامی دانش آموزان

-         عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی تبریز

-         بازیگری و کارگردانی تئاتر در دوران دانش آموزی

 

سوابق مدیریتی و اجرائی :

 

-         کارشناس فنی شهرداری صوفیان و مرند

-         مدیرپروژه های عمران روستائی بنیاد مسکن استان آذربایجان شرقی

-         مسئولیت توسعه آبهای معدنی استان اردبیل

-         عضویت هیئت مدیره شرکت بالاست راه آهن جمهوری اسلامی با حکم مرحوم دکتر دادمان وزیرفقید راه و ترابری دولت آقای خاتمی

-          معاون فنی مدیرعامل شرکت بالاست راه آهن جمهوری اسلامی

-         نائب رئیس هیئت مدیره شرکت تراورس راه آهن جمهوری اسلامی

-           معاون روسازی شرکت تراورس راه آهن جمهوری اسلامی

-         قائم مقام مدیرعامل شرکت تراورس راه آهن جمهوری اسلامی

-         مجری برج مدرن 23 طبقه راه آهن جمهوری اسلامی

-          عضو سازمان نظام مهندسی استان تهران

-          مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره شرکت مهندسی عمران مسیر ایرانیان

-          مشاور و همکارچند شرکت خصوصی برای ساخت راه آهن درداخل و خارج کشور

 

شاخص ترین توفیق در خدمت به ملت ایران

-         مشارکت درمدیریت ساخت راه آهن 1000 کیلومتری بافق مشهد بزرگترین طرح راه آهن سازی خاورمیانه و کشور در 30 سال گذشته که ادامه برنامه های دولت سازندگی در زمان دولت آقای خاتمی ساخته و افتتاح گردید .

-         مشارکت در تولید 2000000 مترمکعب بالاست مورد نیاز راه آهن جمهوری اسلامی و مدیریت در تکمیل راه آهن دو خطه تهران مشهد و دریافت لوح تقدیر از معاون وزیر ( آقای مهندس صادق افشار) در ساخت و توسعه راه آهن کشور.

-         مدیریت ساخت برج 23 طبقه ساختمان ادارات مرکزی راه آهن جمهوری اسلامی که هوشمندترین ساختمان اداری پایتخت محسوب میشود .

این ها همه برگ سبزی هستند تحفه درویش به ملت قهرمان ایران که صاحب اصلی این نظام و کشور هستند .  

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 11:49  توسط هیئت موسس  | 

حاج محسن بابازاده یکی از اعضای اصلی هیئت موسس بنیاد توسعه،عمران، آبادانی مرند و جلفا است . حاج محسن متولد 1347 در محله یالدور مرند بوده و یکی از فرزندان خلاق و تلاشگر مرندی است که دستان او از کودکی با کار آشناست بودن در کنار پدر برای کسب روزی حلال در تابستانها درکار بنائی و در زمستان ها نشستن برروی دار قالی و زدن گره گل های قشنگی که آینده او و برادران و خواهرانش را رقم میزد . حاج محسن کسی است از روزهای اول تشکیل محله آغ زمین در آنجا ساکن بوده است روزهائی که نه آبی بود نه برقی و نه حتی گازی وتلفنی ... ! کوچه ها خاکی بودند و زمستانها گل و شل ازسر و کول آدم بالا میرفت مردم پولی نداشتند که خرج محل کنند دولت هم آنجا را خارج از محدوده میدانست و خرجی نمیکرد ! اما به مدد جمعیت زیاد ساکن در آن در ایام انتخابات از محله های مهم و با ارزش به شمار می آید که اهمیت آن برای برخی کاندیداها و پولداران و حتی برخی مسئولین فقط به ایام انتخابات خلاصه میشود ! به لطف جمهوری اسلامی امروز برخی کوچه ها و خیابان هایش آسفالت شده ولی بی کاری ، اعتیاد و هزاران درد بی درمان از مشکلات امروز محله آغ زمین است .

ایام سپری شد و حاج محسن در کنار خانواده با شرکت در کلاسهای قرآن ، عضویت در پایگاههای بسیج ، شرکت در محافل فرهنگی روح بلند خود را به همراه جسم نحیفش محکم ساخت و صیقل داد هم نفسی با انسانهای پاک و با ایما ن در دوران تحصیل از او انسانی وارسته و خلاق و متفکر ساخت که امروز میخواهد همه تجربیات خود را خالصانه و بی منت در اختیار نسل جوان مرند و جلفا قرار دهد .

روح لطیف و بلند او حاج محسن را از رشته تجربی به ادبیات کشاند و او فارغ التحصیل رشته ادبیات از دانشگاه تبریز شد . عضویت در انجمن اسلامی دانش آموزان ،فعالیت در گروه هاتئاتربه همراه مهندس حیدری و نادر برهانی مرند ،  ریاست اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان مرند ، عضویت در شورای انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز ، همکاری فعال با جهاد دانشگاهی دانشگاه تبریز و مشاوری آقای دکتر پورفیض قدرتمندترین رئیس دانشگاه تبریز ... از جمله فعالیت های اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی اوست .

حاج محسن پس از فراغت از تحصیل در کسوت دبیری ادبیات کاررا از روستاهای منطقه محروم چاراویماق هشترود آغاز کرد و به زودی طرحهای خلاقانه و نوآوری های آموزشی اش توجه مسئولین آموزش و پرورش را جلب کرده و با دستور مدیرکل وقت آموزش و پرورش استان او به یکی از بهترین دبیرستان های تبریز منتقل و مدیریت آنجا را عهده دار گردید روش های مدیریتی او به قدری جالب توجه بود که پس از دو سال او به سمت مشاورارشد سازمان آموزش و پرورش استان آذربایجانشرقی منصوب گردید و خدمات شایسته ای به نظام آموزشی استان از خود به جای گذاشت .

حاج محسن به دعوت دانشگاه تبریز از وزارت آموزش و پرورش به وزارت علوم و تحقیقات و فن آوری منتقل واکنون کارشناس مسئول برنامه ریزی و پژوهشی در حوزه ریاست دانشگاه تبریز می باشد . صداقت و سلامت در گفتار و کردار ، خوش فکری ، دین باوری ، تلاشگری و نهراسیدن از مشکلات و سختی ها ، درد آشنائی ، اخلاص در عمل ، ظلم ستیزی  و .... از بارزه های شخصیتی حاج محسن است او ازدواج کرده و صاحب دو فرزند پسرودختر است .

حاج محسن نقش برجسته ای را در برگزاری یادواره های فرهنگی استان و تجلیل از مفاخر آذربایجان مثل یادواره شهیدان و .... عهده دار بود که بهترین آن پاسداشت خدمات شایسته استاد دکتر اسماعیل رفیعیان بود که به حق یکی از مفاخر برجسته فرهنگ و ادب ایران و از ذخائر بی پایان آذربایجان و مرند به شمار میرود . حاج محسن عضو شورای مرکزی و هیئت موسس انجمن مرندیان مقیم تبریز می باشد که از جمله اعضای اصلی آن دکتر اسماعیل رفیعیان و مهندس سیروس سازدار و... می باشند .

بدون شک حضور جدی حاج محسن  بابازاده درهیئت موسس بنیاد توسعه ، عمران آبادانی که یکی مهمترین فعالیت های آن فعالیت های فرهنگی و اجتماعی است کمک بزرگی برای فعالیت های بنیاد خواهد بود که ثمره آن هدیه ای برای نسل امروز و آینده منطقه مرند و جلفا خواهد بود . 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 11:19  توسط هیئت موسس  | 

 

خاتمی: مردم باید بدانند و بخواهند!

منبع : http://emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=13824&p=1

وقتی برای ویژه نامه نوروزی «باران» از سید محمد خاتمی هم خواستیم که مطلبی داشته باشیم، او بر خلاف پیش بینی ما استقبال کرد و گفت به چند پرسش ما پاسخ خواهد داد. چند پرسش مطرح کردیم. ایشان به این پرسش ها صریح و صمیمی پاسخ دادند؛ از او درباره دغدغه هایش پرسیدیم.خواستیم بگوید، در سال 87 از چه نگران است؟ آرزویش چیست؟ سپس خواستیم که از مشکلات جامعه بگوید، بگوید مشکل امروز جامعه ما چیست؟ و در گام و پرسش بعد پرسیدیم، راه حل چیست؟ و او اینگونه پاسخ داد: اولا مردم باید بیدار باشند و کار بزرگ و تلاش برای پیدا کردن و نقش خود است. باید بدانند و بخواهند و دیگران را نیز وادار کنند که خواست آنان را تامین کنند. ثانیا باید به حق بر معیارهای اساسی که در انقلاب ، قانون و در خواست مردم ما تحقق یافت و در قانون اساسی منعکس است تاکید کنیم تا انشاءالله بتوانیم همانطوری که استقلال وپیشرفت را بهتر تامین کنیم. متن این گفت وگوی صمیمی را با هم می خوانیم:

***

 

اگر پرسش مبهم باشد پاسخ دادن به آن میسر نیست و اگر پاسخی هم داده شود به ابهام آن می افزاید. در سوال از دغدغه بخش هایی از جامعه سخن گفته شده است. مراد از دغدغه چیست؟ مشکلاتی که مردم دارند یا نگرانی ناشی از آن مشکلات و این مشکلات چقدر واقعی یا توهمی است؟و نیز دغدغه چه کسی؟روشنفکران؟روحانیون؟ حاکمان، دینداران یا قاطبه مردم؟

مراد از حادثه چیست؟و... می بینید که سوال پرابهام است. به علاوه حاشیه ای وسیع دارد. اجازه بدهید من در این مجال اندک از یکی از دغدغه های خودم که فکر می کنم دغدغه بخشی مهم از جامعه است، سخن بگویم، و پیش از آن در مقدمه توضیحی بدهم.

بهتر است به جای جامعه از ملت سخن بگوییم ؛ «ملت» پدیده ای جدید و معتلق به دنیای مدرن است که در میان ملل پذیرفته شده است؛ بیش از صد سال است که از ملت به معنی تازه آن سخن گفته می شود و بر زبان همه بخش های جامعه جاری است. در قانون مشروعیت و نیز قانون اساسی جمهوری اسلامی ازملت نام برده شده و احکام مختلفی در باب آن صادر شده است.

سوال اینکه هر کس ایرانی است و در ایران زندگی می کند آیا ملت به حساب می آید، اعم از اینکه پیرو کدام دین و آیین و گرایشی است. دوم اینکه نسبت میان حکومت و مردم چیست؟

اگر بپذیریم که حکومت مشروع ناشی از اراده ملت است و ملت فراگیرنده همه مواردی است که در یک سرزمین با خاطره انسانی مشترک می زید - از محوری ترین پایه های مردم سالاری نیز همین است - طبعا حکومت ناشی از اراده ملت، تحت نظارت ملت و مسئول در برابر آن است و نیز ملت زمانی که اراده کند می تواند آن را جابه جا کند. ساز و کار حاکم بر چنین جامعه و حکومتی را نیز خواست اکثریت تعیین می کند. در صورتی که این امر به دیکتاتوری اکثریت نینجامد محتوای حکومت و استقرار آن را نیز اعتقاد و گرایش اکثریت مشخص می نماید. اینها جزو بدیهیات پذیرفته شده دموکراسی است.

از افتخارات ما این است که انقلابمان مردمی ترین انقلاب دوران ما است، اگر نگوئیم کل تاریخ، و از دل این انقلاب پیشنهاد جمهوری اسلامی برآمده و موردتائید قرار گرفته است.

«جمهور» نیز همه مردمند، یعنی هر کسی که ایرانی است و حکومت در برابر همه مسئول است و تمام افراد نیز به عنوان شهروندان دارای حقوق و وظایفی هستند که باید عدالت در مورد آنان اعمال شود. حالا از آنجا که اکثریت مسلمانند و حتی غیر مسلمان ایرانی به جمهوری اسلامی رای داده است، ساز و کارهای اداره جامعه و نیز قوانین حاکم بر آن نباید مغایر اسلام باشد و توجه داشته باشید که در قانون اساسی خیلی دقیق مطلب مشخص شده است. عدم تغایر با اسلام که خود منشا گشایش در امر حکومت می شود که باید در جای دیگر بحث کرد.

ما به عنوان مسلمان و شیعه هر نظری درباره مشخصات حکومت داشته باشیم که داریم، به هر حال پذیرفته ایم که نظام جمهوری اسلامی داشته باشیم که مبتنی بر رای و رضایت مردم باشد.

برمی گردم به سئوال و دغدغه ام را به عنوان یک روحانی که کم و بیش از اندیشه و اوضاع روزها و دنیای بیرون نیز آگاهی دارد و نیز علاوه بر علاقمندی و دلبستگی به اسلام به سرنوشت ملت و سربلندی ایران نیز دلبسته است، بیان می کنم. دغدغه ام سرنوشت جمهوری اسلامی است که به نظرم تبلور خواست تاریخی ملت، یعنی رسیدن به آزادی، استقلال و پیشرفت است و در عین حال همسوی هویت تاریخی ملت یعنی اسلام است.

دغدغه اینکه سرنوشت ایران چه می شود و آیا محصول انقلاب بزرگ اسلامی می تواند الگو باشد برای همه مسلمانان و همه خواستاران عزت و آزادگ، یا اینکه خدای ناخواسته ممکن است وضع به صورتی درآید که از معیارهای مشخصی که برای نظام جمهوری وجود دارد دور شویم و از اسلام نیز جز تکیه افراطی بر ظواهر و حتی ترویج و تبلیغ ظاهر پرستی و احیانا خرافات یا از بی تفاوتی نسبت به رواج آنها چیزی نبینیم. آیا در این صورت می توانیم الگوی مناسبی برای ملتهای مسلمان و دیگران باشیم؟ از یاد نبریم که ملت ما تجربه مشروطیت و سرنوشت آن را نیز دارد. اگر نتوانیم در جمهوری اسلامی حق و حرمت آنان را نگه داریم و زمینه های پیشرفت همه جانبه برای آن فراهم آوریم و توسعه را در همه وجوه سیاسی، اقتصادی،علمی و فرهنگی تامین کنیم و خدای ناخواسته روز به روز میدان برای جولان کسانی که به انقلاب و به اسلام تحرک بخش که به تعبیر حضرت امام باید بتواند در پیچ و خم دنیای کنونی قادر به اداره جهان باشد در زمان و مکان و عنصر تعیین کننده در اجتهاد آن باشد اعتقادی ندارند، بازتر شود. و اگر سلایق خاص از هر کس و در هر مقام که باشد عین اسلام و انقلاب به حساب آید و عرصه بر کسانی که این اسلامیت را بر نمی تابند تنگ شود نمی توان خشنود بود. دغدغه من این است. در سطح جامعه نیز می توان دغدغه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فراوانی دید که درخور بررسی دقیق تر است، ولی این دغدغه ها هر چه باشد، ولو اینکه بخشی از آن ناشی از توهم باشد، به هر حال در امیدواری نسبت به آینده و پیوند و انسجام جامعه اثر منفی خواهد گذاشت و عدم توجه به آن نیز پاک کردن صورت مسئله است، نه حل آن.

 

2- می توان فهرست بلند بالایی از مشکلات فرا روی کشور ارائه داد، ولی اجمالا می گویم به نظر من درد بزرگ تاریخی جامعه ما استبداد زدگی است که ناشی از زندگی تحت سلطه استبداد دیرپایی می باشد که تا روز انقلاب اسلامی به انحاء مختلف همواره بر سرشت و سرنوشت ما حاکم بوده است و به سادگی آثار مخرب آن از بین نمی رود، ولو اینکه خواست واقعی مردم رهایی از استبداد باشد که بوده است. ما آثار آن را در همه بخش های جامعه از روحانیان گرفته تا اصناف و روشنفکران و توده های مردم، می بینیم و از جمله می توان رد پای آن را در نظام های خانوادگی و نیزب روکراسی نیم بند پیدا کرد.

رهایی از استبداد نه با شعار و نه حتی با انقلاب حاصل نمی شود؛ گرچه انقلاب اسلامی بهترین زمینه را برای رهایی فراهم آورد ولی تا خواست تاریخی مردم یعنی حاکمیت بر سرنوشت، رهایی از استبداد و استثمار و تامین آزادیهای اساسی و استقلال و حاکمیت اخلاق نیکو بر جامعه و بخصوص بر حاکمان و فراهم آمدن زمینه های پیشرفت همه جانبه منشا ایجاد فرهنگ متناسب با این خواست نشود و تذکر به واقعیت های صورت عادت در نیاید، رهایی از آن درد بزرگ به سادگی حاصل نخواهد شد.

در این صورت حتی نهادهایی که هم مظهر مردم سالاری اند و هم تدوام بخش آن مثل پارلمان، تفکیک قوا، رسانه های فراگیر و ... می توانند درست در جهت عکس این خواست عمل کنند، یعنی از اینها صورتی می ماند ولی محتوا می تواند در جهت تداوم همان استبداد زدگی و حتی استقرار استبداد باشد.

در این مرحله حساس نقش حکومت که دارای قدرت است بسیار مهم است. آیا حکومت در جهت افزایش تحمل و حرمت نهادن به همه حرکت می کند؟ و آیا خود به عنوان یک الگو می تواند پیشتاز و پیش قدم در نشان دادن تحمل و گسترش رواداری باشد؟ یا این که خود عرصه را تنگ می کند؟

در عرصه اقتصادی نیز مشکلات فراوانی وجود دارد که به نظرم عدم حرکت در جهت اهداف چشم انداز که کاملا مشخص است نگران کننده است. شعار زدگی و عوام زدگی، اگر نگویم عوام فریبی، نیز مشکل دیگر است، امری که حتی می تواند اعتبار شعارهای اصلی را نیز در دراز مدت و هنگامی که در عمل خلاف آن خودنمایی کرد از بین ببرد.

جهان نیز به لحاظ علم و فن آوری به سرعت درحال پیشرفت است. گرچه استعداد ما نیز فراوان است ولی ما چقدر در این زمینه حرکت کرده ایم یا درحال حرکت هستیم؟

نفت نیز با اینکه نعمت خدادادی است اگر درست ازآن استفاده نشود به نغمت تبدیل می شود که فوری ترین اثر منفی آن اتکا به نفت و طبعا احساس بی نیازی از مردم است و دولتی که خود را بی نیاز از مردم بداند چندان توجهی به خواستهای واقعی مردم و حقوق اساسی آنان نخواهد داشت. نگرانی ها نسبت به اوضاع منطقه و تاثیر آن بر ایران، غفلت از تدبیر درست برای تبدیل تهدید به فرصت بلکه عکس زمینه سازی برای افتادن تهدید نیز وجود دارد.

 

3- پاسخ به این پرسش مجال بیشتری می خواهد، ولی به اجمال می گویم که اولا :

مردم باید بیدار باشند و کار بزرگ و تلاش برای پیدا کردن و نقش خود است. باید بدانند و بخواهند و دیگران را نیز وادار کنند که خواست آنان را تامین کنند. ثانیا باید به حق بر معیارهای اساسی که در انقلاب،قانون و در خواست مردم ما تحقق یافت و در قانون اساسی منعکس است تاکید کنیم تا انشاءالله بتوانیم استقلال و پیشرفت را بهتر تامین کنیم.

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 16:29  توسط هیئت موسس  | 

 

 

به زودی گزارش سفربه :

پاسارگاد

تخت جمشید

حافظیه

سعدیه

بارگاه شاه چراغ

عکاس : جواد حیدری

تهیه گزارش : مهندس عیسی حیدری

دستیارتهیه : محمد حیدری

 

(ازکلیه دوستانی که درتعطیلات سفری به گوشه کنارکشوربه خصوص آذربایجان داشتند تقاضامیشود گزارش آن را به همراه عکس به آدرس ایمیل بنیاد توسعه ارسال نمایند تا به نام خودشان منعکس گردد .)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 16:47  توسط هیئت موسس  |